محمد حسين عقيلى خراسانى شيرازى
863
قرابادين كبير ( مجمع الجوامع وذخائر التراكيب ) ( فارسى )
كشتى مصلحت چنين ديد كه آن مريض را در آن جزيره فرود اورد و اندك خوراكى بوى دهند و آنجا رها كنند پس او را فرود اوردند و خود بجانب مقصود شتافتند بعد يك سال كه باز بدان جزيره معاودت نمودند جهت برداشتن آب جمعى بجزيرهء فرود امدند ديدند شخصى بغايت تندرست بر كنار چشمهء آب نشسته اما برهنه و عريان است از او سؤال كردند كه چه كسى احوال خود را بيان نموده مردم كشتى او را شناخته با خود بكشتى بردند ناخدا و سردار كشتى از وى احوال استفسار نمودند آن شخص كفت وقتى كه مرا درين جزيره رها كرده رفتيد مايوس شده به اطراف و جوانب اين جزيره ميكشتم بعد از چندى خوردنى كه داده بوديد باخر رسيد شروع به خوردن كياها نمودم بكياهى رسيدم كه بيخ آن شيرين بود سه روز بدان مداومت نمودم آن مرض من بالكليه زائل كرديد و صحت يافتم و تا اين مدّت از همان بيخ ميخوردم حكيمى در آن كشتى كفت اين بيخ را در آن مرض نفع تمام است اهل كشتى را بجمع كردن آن بيخ امر نمود و از آن بازالى يومنا هذا شهرت يافته و قول حكيم مير عماد الدين محمود اقرب بصواب است و بعد از آن قول ميرزا قاضى و ميرزا هاشم و اين قول بعيد مينمايد مكر آنكه براى آن تاويلى كنند و آن جزيره از جزاير چين كيرند چه به صحت پيوسته كه از ملك چين مىآورند نه از تحت الريح كه زير باد است امّا اطلاع بر سلهتى بنكالى آن بدانكه الى الان كه سنه يك هزار و يكصد و هشتاد و پنج هجرى است با وجود قرب سلهب كه چهارده پانزده منزل بيشتر مفاصله و دور از مرشدآباد نيست و در جانب شمال مائل بشرق و در سرحد مملكت بنكاله واقع است سبب قصور همنا كسى از اهل مرشداباد و اماكن ديكر اطلاع بر آن نيافته و از اهل كوهستان سهلت و سهلت و نواحى آن شنيده شده كه اكثر آن را از براى جميع امراض مذكوره در چوب چينى به تنهائى و يا با ادويه ديكر بطريق مطبوخ و قهوه مستعمل دارند و فوائد بسيارى از آن نقل مينمايند و قبل ازين كاهىكاهى عطاران بنكالى در مرشداباد آورده به تنهائى و كاهى مخلوط به چوب چينى چينى كرده مىفروختند و اهل بنكاله اين را سكچينى و چوب چينى بهارى يعنى كوهى و چوب چينى را جهازى مينامند و كم كسى واقف برين بود و بعضى كه فى الجمله اطلاعى داشتند اعتنائى و توجهى بان نمىنمودند تا آنكه در اين اوقات شخصى از اهل آنجا بمرشدآباد آمد و قدرى بيخ چينى انجاتان را با خود داشت و ميكفت تر و تازه آن قوى و مفيد و سودمند است و خشك آن ضعيف و بىفائده و فى الحقيقة چنين است زيرا كه خشك آن سخيف بىمغز خشبى ريشهدار مىباشد و لهذا استعمال آن بىفائده محض است خصوص كهنه آن و شايد اكر كسى را تا بدانجا رود در آن ريشه را ترتيب نمايد و هنكام كمال پختكى و رسيدكى برآورد و حفظ و ضبط آن بشرائط مقرره نمايند يحتمل كه خشك آن نيز سودمند باشد و چند كس را كه وجع مفاصل حادث از پيش بسبب خوردن زيبق و غلبهء ريح و نفخ در شكم بىرغبتى بر طعام داشتند با بعضى از ادويهء ديكر هريك را بطور خاص كه بيانش نيز ان شاء الله تعالى خواهد آمد خورانيد و همه صحت يافتند و شايد در كوهستانهاى ديكر كه قرب و اتصال بدان دارند مثل تيره مورنك و رنكپور و نيپال و غير اينها نيز يافت شود اكر تجسس و تفحص نمايند و بدانكه نوع ديكر ديده شده كه آن را چوب چينى خطائى مىنامند و آن چيزيست شبيه بغده و كره بزركى شبيه بكدو و كتهل با پوست اندك خشنى جوزى رنك تيره و مغز آن كلابى و بادامى رنك بىريشه شبيه بخمير نان خشك شده كه از كوهستان خطا و نيپال مىآورند بر حقيقت آن چندان اطلاعى نيست شايد از تنهء درخت برمىآيد مانند كتهل و بعضى ميوهاى ديكر از براى آن خواص بسيارى نقل ميكنند از قبيل خواص چوب چينى و بعضى بهتر و قويتر از آن مىدانند و دستور استعمال اين نيز مانند آن است اما جيد و مختار چوب چينى آن است كه رنك آن سرخ با كلابى رنك تيره باشد و سنكين املس كه تبه آب رود و كم كره بىريشه متوسط در بزركى و كوچكى و صلبى و رخوى و مائل بشيرينى و مستوى الاجزا باشد بعضى پخته سرخ و بعضى خام سفيد و بعضى صلب و بعضى رخو نباشد زيرا كه اينها همه دلالت بر كمال قوت و لطافت ماده و جوهر و اعتدال مزاج و نيكوئى زمين و آب و هواى آن ميكنند بايد كه قطعهاى آن درست باشد و بريده و ريزه كرده و كوبيده نباشد زيرا كه قوّت آن بسبب تصرّف هوا در آن ضعيف ميكردد و يبس برو غلبه مىكند و سفيد سبك رخو و خشن اندرون سياه كه كويا صمغ در اندرون جا كرده كه آن را مصمغ نامند و تركيده و بسيار كج و پر شعبه و پركره ريشهدار و بسيار صلب و رائحه و طعمى غالب بر آن نباشد جهت آنكه بعضى از اينها دلالت بر خامى و بعضى بر كمال يبس و عدم اعتدال آن و بدى زمين و آب و هواى آن مىكند و بايد كه كهنه پوسيده كرمخورده نباشد كه مثمر فائده نيست و محدث حرارت و يبس بسيار است و فائده هريك از امور وجوديه و مضار هريك از امور عدميه آن را حكيم مير عماد الدين محمود در رسالهء چوب چينى خود مدللا بيان نمودهاند تنبيه ببايد دانست كه بعضى نامفيد آن چوب چينى خام سفيد را در آب آهك خيسانيده در آب كل لاله عباسى سرخ و مانند آن خيسانيده رنك كرده مىفروشند بايد كه واقف بوده امتحان كرده استعمال نمايند هرچند بر صاحبان بصيرت كه مكرر چوب چينى را ديدهاند مشتبه نميكردد از رنك ظاهر و پوست آن معلوم ميكردد آنكه رنك ظاهر رنك كرده مخالف رنك باطن آن است و نيز بايد كه نمى رطوبتى دريا و كرمى آتش و افتاب به آن نرسيده باشد و از مجاورت چيزهاى كه مفسد و مغير مزاج آن است مثل كافور و فرفيون و جندبيدستر و مشك و آهك و امثال انها مصون باشد و اما طبيعت و مزاج آن بقول مير عماد الدين محمود چنين است كه چون از قدما درباره آن نصى نيست لهذا تامل در تحقيق طبيعت آن لازم است مجملا چون نفع و فائده آن در امراض سوداويه بسيار است و سودا بارد يابس است و بنا بر قاعدهء كليه كه شفاء مرض بضد است و حفظ صحت به مثل بايد كه حار رطب باشد و چون تاثير حرارت آن ظهورى چندان ندارد يعنى بتكرار و تكثار استعمال مقدار آن احداث و تسبيل و تذويب و تحليل مواد است و اينها همه فعل حرارت است نه تغليظ و انجماد و تخدير و تصليب كه فعل برودت است بايد كه در طبيعت آن حرارت باشد و دليل بر آنكه معتدل نيست آن است كه دواى معتدل از افعال مذكوره قاصر است پس هرگاه معتدل نباشد ظاهرا كه بارد نيز نتواند بود بدليل ظهور تاثير افعال مذكوره و اما دليل به رطوبت آن همان دليل بحرارت آن است از ظهور تاثيرات و افعال مذكوره زيرا كه افعال مذكوره مقارن يبوست نميتوانند بود و ليكن جائز است كه در آن يبوست قليله باشد بواسطه مصاحبت آب بسيار منكسر كردد و به رطوبت مائل شود و ميتواند بود كه بواسطه همين رطوبت مكتسبه دفع